اولین روز برفی پسرک
پسرکم به هر جان کندنی هست خودشو به کنار پنجره (پنجره ای که هنوز نمیتونه از شیشه ش پایین رو نگاه کنه چون قدش تا لب تاقچه پنجره است ) آپارتمان میرسونه و به تماشای رقص دونه های ریز برف میشینه به زبون خودش میگه اده , گو , بوف و .... من در دل میگم پسرکم روزی میرسه که کنارم بشینی و از پنجره ی اتاق گرمت به رد پاهای خودت و خواهرت توی حیاط خیره بشیم و به من آدم برفی دست سازتون که با شال و کلاهت از سرمای زمستون محافظت شده رو نشون میدی و میگی مامان آدم برفیمون قشنگ شده

نکته : پسرک رو چند وقت پیش کچل کردیم بلکه تارهای موش زخیم تر بشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین روز برفی پسرک 
